welcome thise
منو اصلی
موضوعات
مقالات برتر
نظرسنجی
آمار
بازديد هاي امروز : 2
بازديد هاي ديروز : 2
بازديد هاي اين ماه : 32
كل مطالب : 6
كل بازديد ها : 331
ايجاد صفحه : 0.09375 ثانيه
افراد آنلاین : نفر

     سلام بر تو....

 سلام بر آقای غریبم....
 
همیشه تو اوج لحظه هایی که حس فراقت رو می خوام فریاد بزنم 

نمیشه!

بعضی وقتا که بارون می آد حس دوری تو کاری میکنه که چشمام با ابر بارون رقابت میکنه...
 
باخودم یه قراری گذاشتم که وقتی بارون بیاد چشمام نم بارون بگیره و سیل راه بیندازه و از
 
 موجهای اشکام ، صدای خروشش 
 
اللهم عجل لولیک الفرج 
 
رو فریاد بزنه....
 
آخه می گن وقت بارون میاد دعا مستجاب میشه!

                             

 


      نظرات 2 | بخش :  | نويسنده : zah agh | لینک ثابت | 

     به نام عشق

خداوندا! عشقی را در دلهایمان جاری ساز که به لطافت گلبرگ های سرخ زندگی باشد و از دریای زلال و بی کرانت سرچشمه گرفته و به روح کوچک ما سرازیر شود، و استقامتش را بتوان به کوهی مانند کرد که هیچ گاه گردباد حوادث سنگ ریزه هایش را فرو نریزد، و برای قلبهایمان دری بگذار که قفلی بر سرش باشد که کلید آن فقط یکرنگی و صداقت است
پس خداوندا هیچ گاه دلهایمان را از عشق خالی نکن.
                                               


     (نظر بدهید.) | بخش :  | نويسنده : zah agh | لینک ثابت | 

     آسمانيان،هم،....

 قرنهاست که اهالیان کهکشان راه شیری پنجشنبه ها را به افتخار قدوم سبز و زیبایت جاده ی شب را فرش طلا می اندازند،چراغها را آذین می بندند ،خوشه ی پروین را در گوشه ای از آن می گذرارند، ستاره های دنباله دار به دنبال هم می دوند تا به انتهای جاده برسند و از دور نظارگر آمدنت باشند، هر ستاره ای که متولد می شود مهتاب آرام در گوشش نجوا می کند که ای الماس ریز و کوچک شب زیبا بدرخش که زیبا رویی خواهد آمد. و ستاره ها در تمام درازای جاده می ایستند تا نور بارانت کنند. ومهتاب هم بالهایش سفیدش را روی جاده می گستراند تا سنگ ریزه های جاده پاهای نازنینت را اذیت نکند 
در طی این قرنها دیگر چراغها کم سو شده اند ،خوشه ی پروین در حال پژمرده شدن است،و ستاره ها ناامید از آمدنت آهی می کشند و خاموش می شوند و بال های مهتاب شکسته و شکسته تر و خود رنجور تر و لاغر تر از گذشته 
ولی باز هم کسی خبر آمدنت را ندا نمی دهد...
آقایم، تا تمام ستاره ها خاموش نشده اند، تا خوشه ی پروین از این پژمرده تر نشده، تا بال های مهتاب از این بیشتر نشکسته بیا!

                                                                     


     (نظر بدهید.) | بخش :  | نويسنده : zah agh | لینک ثابت | 

     ا قا بيا....

در عبور از گذر لحظه ها، در تپش مدام زمين و نگاه زهرآلود زمان، دستهاي ما تو را مي طلبد يا مولا!
مهر در سراشيب جاده ي عمل زير چرخهاي سنگين ستم له ميشود در نبودت!
تو ما را رها نخواهي کرد و ما هر روز و هر ساعت و حتي هر ثانيه در آرزوي زيارت رخ چون خورشيدت، دست بر آسمان داريم و در محمل نياز، از پروردگار بلند مرتبه، ظهور پرشکوه تو را تمنّا مي کنيم!
آقاي ما!
بيا که احساس نيازمند توست!
پرنده ها در سلام صبحگاه خود تو را مي خوانند و گلها به اميد نوازشت رخ مي نمايانند!
بيا که دستهاي نا توان ما در آرزوي ياوري تو مولا، شب و روز از گونه هامان قطرات شبنم را بر مي چيند و لطافت باران را به جاده هاي عشق مي پاشد، بلکه گلستاني بسازد از گلهاي ناز و اطلسي که فرش راهت باشد و خاک قدمت!
بيا که زمين تشنه ي محبت و سلام توست و زمان در نقطه ي انتظار ايستاده است....

                                           


     (نظر بدهید.) | بخش :  | نويسنده : zah agh | لینک ثابت | 

     متظران منتظرند بیا

وقتی تو در من جوانه میزنی هنگامه ای در من اوج میگیرد...
وجودم به التهابی سنگین می تپد...
حضورت در رگهای تنم می جوشد
میخواهم فریادت بزنم ...بخوانمت...
با رساترین صدا ترانه ات کنم
با شیواترین واژه توصیفت کنم...
میخواهم با بلندترین طنین فریاد کنم درونم را بی تو... اما...
اما چگونه بسرایمت که در بند قافیه های زمان اسیرم...
چگونه بخوانمت با این صدای نارس و بغض به گلو نشسته و اشک به گونه لغزیده - که اشک شوق است یا درد نمیدانم-...
کمی زودتر بیا تا برای شانه هایت بگریم بی کسی هایم را...
کمی زودتر بیا...                    
                            


     (نظر بدهید.) | بخش :  | نويسنده : zah agh | لینک ثابت | 

     شعرمعروف

 

گفتم کجا   گفتا به خون

گفتم چه وقت   گفتا کنون

 

گفتم سبب   گفتا جنون

گفتم نرو   خندید و رفت

 

گفتم که بود   گفتا که یار

گفتم چه گفت   گفتا قرار

 

گفتم چه زد   گفتا شرار

گفتم بمان   نشنید و رفت

گفتم چه زد   گفتا شرار

گفتم بمان   نشنید و رف

 


     (نظر بدهید.) | بخش :  | نويسنده : zah agh | لینک ثابت | 

     سایر صفحات وبلاگ

1
منو کاربری




: نام 
: ايميل
اضافه    حذف
آرشیو
صفحات وبلاگ
1
نویسندگان
گفتمان
کپی برداری از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز می باشد