welcome thise | ||
منو اصلی موضوعات مقالات برتر نظرسنجی آمار بازديد هاي امروز : 2 بازديد هاي ديروز : 2 بازديد هاي اين ماه : 32 كل مطالب : 6 كل بازديد ها : 331 ايجاد صفحه : 0.09375 ثانيه افراد آنلاین : نفر | سلام بر تو.... سلام بر آقای غریبم....
به نام عشقخداوندا! عشقی را در دلهایمان جاری ساز که به لطافت گلبرگ های سرخ زندگی باشد و از دریای زلال و بی کرانت سرچشمه گرفته و به روح کوچک ما سرازیر شود، و استقامتش را بتوان به کوهی مانند کرد که هیچ گاه گردباد حوادث سنگ ریزه هایش را فرو نریزد، و برای قلبهایمان دری بگذار که قفلی بر سرش باشد که کلید آن فقط یکرنگی و صداقت است (نظر بدهید.) | بخش : | نويسنده : zah agh | لینک ثابت | آسمانيان،هم،.... قرنهاست که اهالیان کهکشان راه شیری پنجشنبه ها را به افتخار قدوم سبز و زیبایت جاده ی شب را فرش طلا می اندازند،چراغها را آذین می بندند ،خوشه ی پروین را در گوشه ای از آن می گذرارند، ستاره های دنباله دار به دنبال هم می دوند تا به انتهای جاده برسند و از دور نظارگر آمدنت باشند، هر ستاره ای که متولد می شود مهتاب آرام در گوشش نجوا می کند که ای الماس ریز و کوچک شب زیبا بدرخش که زیبا رویی خواهد آمد. و ستاره ها در تمام درازای جاده می ایستند تا نور بارانت کنند. ومهتاب هم بالهایش سفیدش را روی جاده می گستراند تا سنگ ریزه های جاده پاهای نازنینت را اذیت نکند (نظر بدهید.) | بخش : | نويسنده : zah agh | لینک ثابت | ا قا بيا....در عبور از گذر لحظه ها، در تپش مدام زمين و نگاه زهرآلود زمان، دستهاي ما تو را مي طلبد يا مولا! (نظر بدهید.) | بخش : | نويسنده : zah agh | لینک ثابت | متظران منتظرند بیاوقتی تو در من جوانه میزنی هنگامه ای در من اوج میگیرد... (نظر بدهید.) | بخش : | نويسنده : zah agh | لینک ثابت | شعرمعروف
گفتم کجا گفتا به خون گفتم چه وقت گفتا کنون
گفتم سبب گفتا جنون گفتم نرو خندید و رفت
گفتم که بود گفتا که یار گفتم چه گفت گفتا قرار
گفتم چه زد گفتا شرار گفتم بمان نشنید و رفت گفتم چه زد گفتا شرار گفتم بمان نشنید و رف
(نظر بدهید.) | بخش : | نويسنده : zah agh | لینک ثابت | سایر صفحات وبلاگ 1 | منو کاربری آرشیو صفحات وبلاگ 1 نویسندگان گفتمان |
| کپی برداری از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز می باشد | ||